مرا باور کن
مرا باور کن
پارت61
ریاء
به آرمان نگاه کردم......... نکنه همه ی حرفامون رو شنیددددد
ولی دلبر رمزی صحبت کرد............
آرمان _ریاء کی تو رو داغون میکنه؟ نکنه با کسی دعوا کردی؟ کاری از دستم بر می یاد؟ 🙁
بهش زل زدم.......... چی بگم...... هااا...... که دلبر........ جوابش داد
دلبر_نه آقا آرمان چیزی نیس فقط ریاء یکمی سرش درد میکنه
آرمان _ بریم دکتر
دلبر_نه نمی خواد الان می برمش اتاقش
آرمان _ باشه اگه حالش بدتر شد به من خبر بدید من پیش آرینم
به من یه نگاه گذرا کرد و رفت..........
دلبر_تو چرا چیزی نگفتی هاااا؟
_بنظرت چی بگم
+می گفتی من دنبال دانیال می گردم و صد درصد کمکت می کرد پیداش کنی
_تو چی میگی خنگولللل من عمرا برم از این کمک بگیرم.....
از جام بلند شدم تا برم تو اتاق استراحت کنم واقعااا حال نداشتم
+کجااا؟
_برم اتاق
+واااا چراااا
_چون واقعا خسته ام
+ولیییییی....
_دلبر توروخدا شروع نکن حال ندارم
به حیاط عمارت رسیدم که تصمیم گرفتم دنبال دانیال و تیاء بگردم
کل حیاطو دور زدم ولی کسی نبود رفتم داخل عمارت و اتاقارو یک به یک چک کردم ولی........ کسی رو پیدا نکردم......
تیاء و دانیال تو اتاقشون نبودن پس کجاا رفتن؟
از عمارت خدمتکار رفتم بیرون و به سمت عمارت ارباب رفتم
میدونم همچین وقت کسی تو عمارت ارباب نیس پس بهترین فرصته که هم عمارت دید بزنم و هم دنبال دانیال و تیاء بگردم
................ ادامه دارد.......
پارت61
ریاء
به آرمان نگاه کردم......... نکنه همه ی حرفامون رو شنیددددد
ولی دلبر رمزی صحبت کرد............
آرمان _ریاء کی تو رو داغون میکنه؟ نکنه با کسی دعوا کردی؟ کاری از دستم بر می یاد؟ 🙁
بهش زل زدم.......... چی بگم...... هااا...... که دلبر........ جوابش داد
دلبر_نه آقا آرمان چیزی نیس فقط ریاء یکمی سرش درد میکنه
آرمان _ بریم دکتر
دلبر_نه نمی خواد الان می برمش اتاقش
آرمان _ باشه اگه حالش بدتر شد به من خبر بدید من پیش آرینم
به من یه نگاه گذرا کرد و رفت..........
دلبر_تو چرا چیزی نگفتی هاااا؟
_بنظرت چی بگم
+می گفتی من دنبال دانیال می گردم و صد درصد کمکت می کرد پیداش کنی
_تو چی میگی خنگولللل من عمرا برم از این کمک بگیرم.....
از جام بلند شدم تا برم تو اتاق استراحت کنم واقعااا حال نداشتم
+کجااا؟
_برم اتاق
+واااا چراااا
_چون واقعا خسته ام
+ولیییییی....
_دلبر توروخدا شروع نکن حال ندارم
به حیاط عمارت رسیدم که تصمیم گرفتم دنبال دانیال و تیاء بگردم
کل حیاطو دور زدم ولی کسی نبود رفتم داخل عمارت و اتاقارو یک به یک چک کردم ولی........ کسی رو پیدا نکردم......
تیاء و دانیال تو اتاقشون نبودن پس کجاا رفتن؟
از عمارت خدمتکار رفتم بیرون و به سمت عمارت ارباب رفتم
میدونم همچین وقت کسی تو عمارت ارباب نیس پس بهترین فرصته که هم عمارت دید بزنم و هم دنبال دانیال و تیاء بگردم
................ ادامه دارد.......
- ۵.۷k
- ۰۸ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط