{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این دگر من نیستم , من نیستم ......

این دگر من نیستم , من نیستم ......
حیف از آن عمری که با من زیستم .....
ای لبانم بوسه گاه بوسه ات .....
خیره چشمانم به را بوسه ات .....


" فروغ فرخ زاد "
دیدگاه ها (۳)

خدایا...سفید مطلق نیستم که مستحق بهشتت باشم؛سیاهِ مطلق هم نی...

سناریو: (وقتی رنگ پوست...)(وقتی رنگ پوستت ازش تیره تره و بهش...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت هفدهم 𓆪ات هنوز به نوشته روی دیوار خیره...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

اسم: آوایِ عشق در پسِ سکوتپارت سوم«پایانی» شش ماه بعد. خانه‌...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

برادر ناتنی پارت 8ویو عمارت جیمین: جیمین از ماشین پیاده شد و...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط