{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر با ناراحتی پرسید: منو فراموش می کنی؟؟؟؟

پسر با ناراحتی پرسید: منو فراموش می کنی؟؟؟؟
دختر با بغض گفت: چه جوری فراموشت کنم در حالی که حتی اسم تو پسوورد ایمیل منه؟!
چشمای پسر پر از اشک شد...
هیچی دیگه پسر سریع به خونه برگشت، ایمیل دخترو دزدید و با دوستای دختره دوست شد!
چیه چرا اینجوری نگاه میکنی؟؟
واقعا فک کردی داستان عاشقانس؟!
دیدگاه ها (۱۶)

من نمیدونم این بچه خرخونا وقتی ازدواج کردن و بچه دارشدن از ...

یعنی آخر خلاقیته!!!

گاهی دلم میخواد یکی ازم اجازه بخواد که بیاد تو تنهاییم و من ...

ایرانسل ساعت ۷ صبح :تنها با ۵۰۰ تومان برنده خودروی بی ام و ب...

پارت ۳ | خاطره‌ای که فراموش شده بودهلیا تمام مسیر برگشت به خ...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟑تقریبا سیگار اون پسر د...

Intertwined fate of two enemies-part 3

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۲۶][ویو ا/ت ]از شدت درد و خفگی بیدار شدم...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:5شن...

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

پارت ۳ ویو ا.ت توی ماشین بودیم که تهیونگ شروع کرد به حرف زدن...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت شانزدهم: نقاب‌های شکسته و فرار از عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط