{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا...

خدایا...
چنان بر من سخت بگیر که صدای شکستن استخوانهایم به گوش مخلوقاتت برسد؛ تا بدانند هیچ کس جز تو قدرت شکستن مرا ندارد، آری آدمکها "من" هنوز هستم.
ایستاده '
زیر سایه ی او'
کسی هست که حریف او باشد؟
دیدگاه ها (۱)

خلاقیت در عکاسی

این عکس بوی انسانیت میدهد

مـــــن ؛نـــبـــودنــــــت را تــــــاب مــی آورم !رفــتـنـ...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۵: اعتراف زیر بارانیک ...

*شهریور، آهسته در گوش زمین می‌گوید:من آخرین نفس‌های تابستانم...

Too Late to Bloom

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل چهارم: تجلیِ...

رمان . سایه های ممنوعه پارت 7او نه به عنوان یک "دخترِ خریدار...

و تو،طوری در من نفوذ کرده‌ای که انگار تمامِ سلول‌هایم، از هم...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

---### رمان: سایه‌های ممنوعه (پارت6)بعد از آن شبِ طوفانی که ...

پارت ۲۶ | نفر چهارمجونکوک آرام برگشت.نفر چهارم درست پشت سرش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط