{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 67

پارت 67
گفت که سپیده خندید و نشست حواسم بود که یواشکی ایلیا و سپیده به هم نگا میکنن تا اینکه بابا گفت:سپیده جان برو

اتاقتو به ایلیا جان نشون بده سپیده با یه چشم بلندشد و همراه ایلیا رفتن بالا بعد از رفتن اونا بابا اینا مشغول صحبت

راجب مهریه شدن منم فکرم به مهرداد بود و جبران کاری که کردم.بعد از نیم ساعت اومدن سپیده لباش سرخه سرخ

بود خخخ معلوم نبود اون بالا چیکار کردن که اینقد سرخ شده مامان ایلیا ازش پرسید :خب سپیده جان جوابت

چیه؟ سپیده نگاهی به همه ماها کرد و گفت: هرچی بابام بگن بابا خنده ای کرد و گفت:دختر مگه من میخوام یه عمر

باش زیر یه سقف باشم قراره تو باشی توم باید نظر بدی همه خندیدن اروم گفت :بله راضیم با این حرف کل خانواده

ایلیا نفسشونو دادن بیرون مامان ایلیا گفت:خوشحالم شدی عروسم منم واسه اینکه همه بفهمن تو دیگه عروس خودمی

یه انگشتر بعنوان نشون واست گرفتم ایلیا پسرم بیا اینو دست سپیده جان کن ایلیا چشم ارومی گفت و رفت انگشترو

دست سپیده کردو همگی ما دست زدم:خب اقای زمانی بهتره مابریم دیگه_ععع کجا بمونین _نه مرسی به

اندازه کافی زحمتتون دادیم الانم که
دیگه فامیل شدیم همش میبینیم همو_بله بله صددرصد خب باشه اصراری

نمیکنم بعداز خدافظی من خسته و کوفته از همه شب بخیر دادمو رفتم
گرفتم خوابیدم چشمام داشت گرم میشد

ک صدای در اتاق اومد:کیه؟_منم سعیده _بیا تو سپیده اومد تو:چیشده ابجی_میشه باهات حرف بزنم؟_ازجام

بلند شدم :اره اره بیا بشین کنار خودم توی تخت نشست :اجی میخوام باهات درد و دل کنم مث قبلنا _باش عزیزدلم

بگو و سپیده تمومی استرساش ذوق کردناش نگرانیاش شادیای امشبشو واسم گفت وقتی تموم شد گفت:اخیش

چقد خالی شدم مرسی ابجی که هستی_خواهش میکنم فداتشم وظیفمه گلم لپمو بوس کرد و شب بخیر گفت و

رفت و منم دراز کشیدم و از اینکه من
واسه سپیده همون سعیده قبل بودم خوشحالم...
دیدگاه ها (۱)

پارت 68چشمهامو باز کردم و به ساعت نگاه کردم ساعت ۸ صبح بود.....

پارت 69چیشده چرا مهرداد میخواد ازت طلاق بگیری...از گریه زیاد...

پارت 66حالا مگه چیشده_سعیده دهن من باز نکناااا_خخخ باشه بابا...

پارت 65بعد چنددیقه از جام بلندشدم اره من باید همه چیو درست ک...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 137♡⁠。⁠)⁩خوش حا...

برادر ناتنی من part 5ویو نویسنده جونکوک اول رفت صالن مهمون ر...

P²

دو پارتی جیهوپ *درخواستی*که یهو از کوشکی صدای نوتیف اومد قبل...

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

وقتی میاین ایران ولی تحریک میشه...با تعجب خییلییی زیاد نگاشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط