پارت ۱۶۵
پارت ۱۶۵
ضرباتش رفته رفته روان تر شد و من از درد کمر و زیر دلم نالیدم جنون وار دستهام رو بالای سرم نگه داشت و خودش را به شدت بین پاهام کوبید
خیلی وقت بود که دست از تقلا برداشته بودم و بی حال فقط اشک میریختم مگه من چه بدی ای در حقش کرده بودم که لایق این زجر بودم؟
اونی که ادعای عاشقی میکرد و حالا که به من رسیده بود اینطوری بی ملاحظه عمل می کرد.
لذت نمیبردم تنها چیزی که حس میکردم درد انزجار و تنفر بود.... هنوز شک اتفاقی که برای آقا بزرگ و هه جی افتاد از سرم نپریده بود و حالا که داشت اینطوری خودخواهانه تنم رو می درید دیگر مرده و زنده اش هم برام فرقی نداشت
چرا ار*ضا نمیشد و تمومش نمی کرد؟ انقدر غرق خیالات و لذت خودش بود که اصلا نمفهمید یک چیزی سر جایش نیست یادش نبود یه دختر با*کره زیرشه ؟ متوجه نبود که این دختر همین حالا زیر تن برهنه و عرق کرده ی خودش زن شده و باید یکم ارومتر رفتار میکرد؟ براش مهم نبودم مگه؟
با ناله ای مردونه به یکباره جاری شدن مایع گرمی درون رحمم را حس کردم
ضرباتش رفته رفته روان تر شد و من از درد کمر و زیر دلم نالیدم جنون وار دستهام رو بالای سرم نگه داشت و خودش را به شدت بین پاهام کوبید
خیلی وقت بود که دست از تقلا برداشته بودم و بی حال فقط اشک میریختم مگه من چه بدی ای در حقش کرده بودم که لایق این زجر بودم؟
اونی که ادعای عاشقی میکرد و حالا که به من رسیده بود اینطوری بی ملاحظه عمل می کرد.
لذت نمیبردم تنها چیزی که حس میکردم درد انزجار و تنفر بود.... هنوز شک اتفاقی که برای آقا بزرگ و هه جی افتاد از سرم نپریده بود و حالا که داشت اینطوری خودخواهانه تنم رو می درید دیگر مرده و زنده اش هم برام فرقی نداشت
چرا ار*ضا نمیشد و تمومش نمی کرد؟ انقدر غرق خیالات و لذت خودش بود که اصلا نمفهمید یک چیزی سر جایش نیست یادش نبود یه دختر با*کره زیرشه ؟ متوجه نبود که این دختر همین حالا زیر تن برهنه و عرق کرده ی خودش زن شده و باید یکم ارومتر رفتار میکرد؟ براش مهم نبودم مگه؟
با ناله ای مردونه به یکباره جاری شدن مایع گرمی درون رحمم را حس کردم
- ۷.۸k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط