{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابام بیدار شده و برای سحری داره غذا آماده می‌کنه..

بابام بیدار شده و برای سحری داره غذا آماده می‌کنه..
خودمو زدم به خواب و الآنم رفته دستشویی و منم دارم براتون پست میزارم ..🤡
فقط خواستم بگم بسیار عذر میخواهم 🤡🤙🏻
البته چونکه نبودم و قشنگ مرده بودم ولی فردا بقیه‌شو مینویسم به مولا..🥲
خلاصه که من برم تا بابام نفهمیده نخوابیدم ..
و الان ساعت چهار صبحه ..💀
عالیه...🥰
به بابامم گفتم بیدارم کنه🥸
سحریمون قرمه سبزیه😀
عالی...
خوب دیگه واقعا برم تا بابام نفهمیده🗿🎀
خدافظ شما..🤙🏻🤡
دیدگاه ها (۱۵)

فیک بخاطر تو پارت ۱از زبان اتبا آلارم گوشیم از خواب بیدار شد...

پارت ۸ویو یونگی:خیلی تو فکر بودم آخه چرا؟مشکل آقای شین با ما...

تک پارتی

@N.o.v.e.lرمان دختر مغرور پارت دوم از دستشویی اومدم بیرون ول...

💜 عشق مریضی واگیر دار 🤍✨part 38🤍✨(از زبان یونا)ته: یوناااااا...

< مغرور فداکار >(پارت ۲)ویو ها ایل**وارد کلاس شدم و از بچه ه...

p9(راستی یه نکته دیگه بگم، ببینین من گفتم که گوشیم یهو کار ک...

🦋(فرشته‌ای بدون بال)🦋پارت⁴سوار ماشین شدیم تو راه بودیم سکوتی...

ᴘᴀʀᴛ 7هوفی از روی کلافگی کشیدم و بلند شدم و به سمت اتاقم رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط