ایستاده پشت در به آرامی بازش میکنی نظاره گر می شوی و ناگه
ایستاده پشت در به آرامی بازش میکنی نظاره گر می شوی و ناگهان چیزی را میبینی که تا به حال فقط اسمش را شنیده بودی به سرعت در را میبندی و فرار میکنیُ به اتاق خود می رویُ در اتاق را قفل می کنی و تکیه زنان به در تصویرش را در ذهن بیاد می آوری
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ب خدا سوکس دو سر بود تو دشّویی خب چیکار کنم؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ب خدا سوکس دو سر بود تو دشّویی خب چیکار کنم؟؟؟؟؟
- ۵۷۳
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط