{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
دلم پر است
امّا، نه به زبان می آیند
و نه می توانم آنها را بنویسم
بیا این کاغذها را جمع کن.
دلم لبریز از حرف نیست
لبریز از یک حس است
حس دلتنگی..،
حس یک درد..،
که نه گفتنی است و نه نوشتنی
گفته بودم..، یادت هست...!؟
درد ها را باید چشید...
باید مچاله شد درون خود...
و آرام آرام...
درد را لا به لای دود سیگار نفس کشید...
Nafas
دیدگاه ها (۳)

غصه نخور..تو خدایـــی داری..که بزرگ است؛ بزرگ..و به قول سهرا...

ﻋﺸـﻖ ﯾـﻌـﻨــــــــــــــــــــــﯽ…!ﺍﻧـﻘـﺪﺭﺣـﺴـــــــــــــــ...

دستهایــــم را محکمتــــر فشــــار بــــدهاینجـــا خیلـــی ه...

ﻓـَﻘـَﻂ " ﺳُـﮑﻮﺗـــ " ﻣﯿﮑـُـﻨـَﻢ !ﺍﯾـﻦ ﺩُﻧﯿــــﺎ ﺍﮔَـﺮﺣَﺮﻓﯽ ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

معامله p15پزشک کنار تخت نشست و با دقت علائم جونگ‌کوک را بررس...

True Love①③دو ماه از شروع رابطه‌مون گذشته بود. تو این دو ماه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

𓆩𐙚.. (the end ) چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ــــــــــــــــــــــ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

غروب...بعد از چای...ات و کوک دوباره به باغ رفتند.نسیم ملایمی...

پارت ۵۴نورِ ملایمِ آفتاب از لایِ درزِ پرده‌ها به داخلِ اتاق ...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط