پارت۲۰۴
پارت۲۰۴
-خب وقت طلاست دیگه ، بعدشم من نمیتونم به عذرخواهی رو به زبون بیارم ، باید عملی بهت نشون بدم ، بیام؟
+وای، وای ،بخدا تو منو میکشی ، اصلا من باید چطوری باتو سر کنم ؟ حتی بیستو چهار ساعتم از ازدواجمون نگذشته تحملم رو به صفر رسوندی
- میگم خانوم کوچولویی میگی نیستم بهم نگو ، تحملت از بچه ی دوساله هم کمتره
+خب توکه اینو میدونستی میخواستی نگیریم مگه اسلحه گذاشته بودن رو سرت؟
-نه، من بخاطر همین چیزاته که گرفتمت...
قبل از اینکه فرصتی بده تا حرف بزنم درو عقب دادو سریع داخل اومد
+هیی...چیکار میکنیی؟
-هیچی میخواستم کمکت کنم
به پشت برگردونمو سو*تینم رو دراورد و لباس رو برداشت و با صبرو حوصله تنم کرد ، همین که تنم کردش اخمی کرد
+چیشد ؟
-پشت نداره چرا؟
شلیک خنده ام بلند شد
+یعنی چی که پشت نداره ؟...
-لخته کلا کمرت ، نوچ نپسندیدم
+نه من پسندیدم همینو میگیرم
-اجازه نمیدم
+میتونم بهت رشوه بدم
چشماش تغییری کردن، رنگ شیطنت گرفتن
-چه رشوه ای؟
اونموقع به اینکه چی بخواد فکر نکرده بودم و نمیدونستم تویه همین چند ثانیه برام چه خواب هایی که ندیده
-خب وقت طلاست دیگه ، بعدشم من نمیتونم به عذرخواهی رو به زبون بیارم ، باید عملی بهت نشون بدم ، بیام؟
+وای، وای ،بخدا تو منو میکشی ، اصلا من باید چطوری باتو سر کنم ؟ حتی بیستو چهار ساعتم از ازدواجمون نگذشته تحملم رو به صفر رسوندی
- میگم خانوم کوچولویی میگی نیستم بهم نگو ، تحملت از بچه ی دوساله هم کمتره
+خب توکه اینو میدونستی میخواستی نگیریم مگه اسلحه گذاشته بودن رو سرت؟
-نه، من بخاطر همین چیزاته که گرفتمت...
قبل از اینکه فرصتی بده تا حرف بزنم درو عقب دادو سریع داخل اومد
+هیی...چیکار میکنیی؟
-هیچی میخواستم کمکت کنم
به پشت برگردونمو سو*تینم رو دراورد و لباس رو برداشت و با صبرو حوصله تنم کرد ، همین که تنم کردش اخمی کرد
+چیشد ؟
-پشت نداره چرا؟
شلیک خنده ام بلند شد
+یعنی چی که پشت نداره ؟...
-لخته کلا کمرت ، نوچ نپسندیدم
+نه من پسندیدم همینو میگیرم
-اجازه نمیدم
+میتونم بهت رشوه بدم
چشماش تغییری کردن، رنگ شیطنت گرفتن
-چه رشوه ای؟
اونموقع به اینکه چی بخواد فکر نکرده بودم و نمیدونستم تویه همین چند ثانیه برام چه خواب هایی که ندیده
- ۸.۷k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط