{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان‌عشق‌و‌عاشقی‌در‌فرودگاه‌🤍

رمان‌عشق‌و‌عاشقی‌در‌فرودگاه‌🤍
Part:6
پانیذ:واه واه واه دخترمون عاشق شده
دیانا،خرف مفت نزن عاشق کی بشم
پانیذ،عاشق اون بدبخت به من بگو من ادم راز داریم
دیانا،تو که صدرصد
پانیذ،واا مسخره میکنی
دیانا،نه بابا جدی میگم فقط ازش طرفداری کردم
پانیذ،منم باور کردم
دیانا:
پانیذ نذاشت حرفمو بزنمو راسو گرفت و رفت تو کلاس که منم داد زدمو صداش زدم:پانیذ
پانیذ:هوم
دیانا:به کسی در این مورد چیزی نگیا
نیکا:باشه نمیگه من نخودم مهشاد نخوده
دیانا:چیز خاصی نیست بعدا میگم
محراب:دیانا چیزی شده ؟؟
دیانا:نه
محراب:خودم بفهمم خوشم نمیاد خودت بگو
دیانا:میگم چیزی نشده سالمم نگام کن ایناها
رفتم کنار نیکا نشیتم که زد به پهلوم
دیانا،ای وحشی چته یابو
نیکا:یا میگی یا
دیانا،رفتیم خونه میگم جلو پسرا نمیشه نیکا:نکنه
دیانا:عهععععع نهه

چون حمایتاتون کمه پارت هم کم داده میشه🙃
دیدگاه ها (۲)

رما‌ن عشق و عاشقی در فرودگاه🤍part:7نیکا:خوب بگو مردم از فضول...

رمان عشق و عاشقی در فرودگاه part:8که در اتاقم به صدا در اومد...

رمان‌عشق‌و‌عاشقی‌در‌فرودگاه🤍Part:5دیانا:تو خوبیبلاخره همه رو...

میشه این پیجمو فالو کنید:)لطفااا:)@shokofeh_javani_ma

گناهکار pat 35:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

رمان عشق و عاشقی در فرودگاهPart:30دیانا،خوب بعد غذا میگم باش...

رمان‌عشق‌و عاشقی‌در‌فرودگاهPart:23یه دفعه یاد موضوع عاشقی مح...

🖇فراز و نشیب 🖇

تلافی

گناهکار 🤍⛓️ pat:37

چشمای قشنگ تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط