{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۸۴

پارت ۲۸۴


+یعنی من گول خوردم؟...


اشک هاش دوباره روانه شدن و من دستهاش رو محکم فشردم ، کمی بعد اشک هاش بند اومد و من سعی کردم موضوع رو عوض کنم


_خب وضعیت عمارت چطوره؟


+فعلا خوبه..


_یونهی خوبه؟ زنعمو ؟


+زنعموت خوبه، مادرتم خوبه!


تک خنده ای کردم که انگار چیزی یادش اومده باشه خنده ای کرد و گفت


+یه چیزی بگم؟


_دوتاچیز بگو


+عمو اینروزا خیلی نگاهش به مامان یونهی عوض شده


کنجکاو بهش خیره شدم که ادامه داد


+همش بهش توجه میکنه ، همش میخواد باهاش هم صحبت بشه نگاه های عشقولانه بهش میکنه ولی مامان یونهی پا نمیده


خنده ای کردم


_اینایی که میگی رو یوسانگ کرده؟


+اره، بنظرم عاشق مامان یونهیه


_یعنی تغییر میکنه؟


+بنظرم عشق آدمارو تغییر میده ، مطمئن باش تا وقتی خوب بشی اونا هم عاشق هم شدن و یه زندگی خوب تشکیل دادن...


با فکر بهش لبخندی گوشه ی لبم جا خوش کرد ،یعنی پدرم میتونست اون همه بلایی که سر مامان آورده بودو جبران کنه؟ میتونستن باقی عمرشونو عاشقانه کنار هم سپری کنن؟
دیدگاه ها (۱۳)

+هیون براش توضیح میدی ؟ نگاهی بهم انداخت و سری تکون داد _خب ...

سری تکون دادمو بالا رفتم، در اتاق هیون رو باز کردمو لباسام ر...

پارت ۲۸۳حال:_قرار بود بجای تو آقا بزرگ اون صحنه رو ببینه اما...

گوشی رو قطع کرد و منم به رانندگیم ادامه دادم تا اینکه رسیدیم...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 112・⁠]⁠ᕗو خندید شوک و شگفتی ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_19لرزون اشک ریخت و بغلم کرد ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁸ویو: جونگ‌کوکبعد از اینکه جمله‌م...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐جونگکوک:اه مامان ولش کن بیا بغلم باهم ف...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

#نفرتی_عاشقانه𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏ویو جونگکوکتو خونه نشسته بودم و به تلویز...

پارت ۵وییوی وونهو:شکه شدم از کارش به صورتش که نگاه کردم تو چ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 141♡⁠。⁠)⁩لبخند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط