{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"چند شات‍ے "

"چند شات‍ے "
ورژن : 𝐣𝐢𝐦𝐢𝐧

داشتم با گوشیم بازی میکردم که جیمین در اتاق رو باز کرد و وارد اتاق شد

توجهی بهش نکردم و به بازیم ادامه دادم
لباساش رو درآورد و رفت سمت حموم

بلند شدم از اتاق رفتم بیرون و داشتم با اوجوما غیبت میکردم
بعد از چند مین حرف زدن

جیمین با حوله دور کمرش از اتاق آمد بیرون
همه خدمتکار ها نگاهشون رو بدنش مونده بود

اون احمق مگه نمیدونه نباید لخت بیاد جلوی دخترا
اصلا به من چه بابا هر گوهی میخواد بخوره

آه ، رفتم سمت کمد و قرص هامو درآوردم با آب خوردم
رفتم تو اتاق و روی تخت دراز کشیدم

آمد کنارم با فاصله دراز کشید..
حرفی نزدم و هر دو مون به خواب رفتیم..

^روز بعد ^
جیمین سر کار بود
منم داشتم تو دفترچه چرت پرت می‌نویسم
حرفای توی دلم صرفا برای خالی کردن احساسم


میدونستم اون احمق اجازه نمی‌داد برم بیرون پس بدون اینکه بهش چیزی بگم رفتم توی پارک بزرگ اون ور عمارت

یکم توش گشتم
و وقتی برگشتم خونه مستقیما روی کاناپه خودمو انداختم و به خواب رفتم

غافل از اینکه دفترچه ی چرتم روی تخت باز بود...

ادامه دارد.‌...
دیدگاه ها (۱۵)

"چند شات‍ے "ورژن : 𝐣𝐢𝐦𝐢𝐧*جیمین*از سرکار برگشتم دیدم ا. ت روی...

"چند شات‍ے "ورژن : 𝐣𝐢𝐦𝐢𝐧ا. ت : "به.. تو چه "جیمین: "من شوهرت...

"چند شات‍ے "ورژن :𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 امد جلوم و اون مرد رو کنار زد کمرم ...

"چند شات‍ے "ورژن :𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 در حال ژست گرفتن برای عکاسی بودم که ...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

رمان تهیونگ

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

So now, chani needs a lot of sleep right?🙃

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کر...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

p10کمی از پودینگ روی میز برداشتم آروم مشغول خوردن شدم.بعد از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط