Part²⁴#عشق_سایه_ایویو هیونجیناون شب فلیکس تا صبح خوابش نبرد....

Part²³#عشق_سایه_ایویو فلیکسجمله‌ی یونا مثل پتک خورد به مغزم....

Part²²#عشق_سایه_ایویو فلیکسنمی‌دونم چطور اون مردو از پا درآو...

Part²¹#عشق_سایه_ایویو هیونجینهمه چی خیلی آروم بود... خیلی آر...

Part²⁰#عشق_سایه_ایویو فلیکسچند روزه از پایگاه فرار کردیم. حا...

Part¹⁹#عشق_سایه_ایویو فلیکسسرم داشت می‌سوخت. انگار هزار تا ص...

Part¹⁸#عشق_سایه_ایویو هیونجینوقتی صدا توی شنود پخش شد، قلبم ...

Part¹⁷#عشق_سایه_ایویو فلیکسنفس عمیقی کشیدم. لباس مشکی مخصوص ...

Part¹⁶#عشق_سایه_ایویو فلیکسشب، همه‌چی ساکت بود. صدای قطره‌ها...

Part¹⁵#عشق_سایه_ایویو فلیکسچند ساعت گذشته بود. تو اتاق کوچیک...

Part¹⁴#عشق_سایه_ایویو فلیکسبعد از شنیدن اسم جی‌سونگ، انگار د...

Part¹³#عشق_سایه_ایویو فلیکسصدای گام‌هامون تو کوچه‌های خیس سئ...

Part¹²#عشق_سایه_ایویو هیونجینصدای زنگ موبایل، سکوت رو شکست. ...

Part¹¹#عشق_سایه_ایویو فلیکسنفس‌نفس‌زنان از کوچه پس‌کوچه‌ها ر...

Part¹⁰#عشق_سایه_ایویو فلیکسدستم هنوز روی پوشه بود. کاغذهاش ز...

Part⁸#عشق_سایه_ایویو فلیکسنگاهش کردم. اون دیگه مثل قبل نبود....

Part⁷#عشق_سایه_ایویو فلیکستا صبح به اون عکس نگاه می‌کردم. حس...

Part⁶#عشق_سایه_ایویو فلیکسصدای هیونجین تو سرم تکرار می‌شد: "...

Part⁵#عشق_سایه_ایویو فلیکسهمه‌ی اون شب تو ذهنم تکرار می‌شد. ...

Part⁴#عشق_سایه_ایویو فلیکساون روز تو کلاس، همه‌چیز برام عادی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط